|
مخصوصاً ورودی های 86 رنگ
|
|
|
|
||||
|
در حالي كه نمايش زندگيهاي تجملاتي و استفاده از منازل و خودروهاي گرانقيمت، نقطه ضعف بيشتر سريالهاي سيما به شمار ميرود، به نظر ميرسد سريال طنز پربيننده «4×3» با انتخاب دو خانواده مستضعف جامعه به عنوان سوژه سريال، تا حدودي اين ضعف را برطرف كرده است.
به گزارش خبرنگار «تابناك»، به رغم رهنمودهاي رهبر انقلاب و رئيس صداوسيما در عدم اشاعه تجملگرايي، هنوز تبليغ تجملگرايي و استفاده از اتومبيلهاي گرانقيمت و مبلمان و وسايل خانه بسيار لوكس و گرانقيمت در سريالهاي سيما، يك نقطهضعف عمده به شمار ميرود و طبيعي است در شرايطي كه هنوز صداوسيما به عنوان رسانه انحصاري ديداري و شنيداري، مهمترين نقش را در فرهنگسازي جامعه دارد، به اين ترتيب به تحريك مردم براي استفاده بيشتر از كالاهاي لوكس پرداخته و مصرفگرايي را در جامعه دامن ميزند، اما براي قشر گستردهاي از مردم كه توانايي استفاده از چنين كالاهايي را ندارند، پخش بيشتر لوكيشنها از منازل پرتجمل و زندگيهاي اشرافي، چيزي جز حسرت و ايجاد حس نااميدي همزمان با گراني كمرشكن و فشار بر برخي خانوادهها باقي نميگذارد.
در اين شرايط، پخش سريال «4×3» كه يك منزل ساده در نقاط معمولي شهر و دو خانواده ضعيف را به عنوان سوژه و قهرمان داستان برگزيده، نقطه مثبتي در كارنامه شبكه اول سيما به شمار ميرود.
با اين حال، در اين طنز كه نخستين كار مجيد صالحي است، ريتم تند و پرخاشهاي بيش از اندازه بازيگران كه با هدف جذابيت سريال به كار گرفته شده، تا اندازهاي موجب دلزدگي شده است. گفتني است، در اين سريال كه روايتي از محمدحسين لطيفي است، محمد كاسبي، مهران رجبي، علي صادقي، شهره لرستاني، اشكان اشتياق، ناديا دلدار گلچين، مريم سلطاني و شمسي فضلاللهي ايفاي نقش كردهاند. رضا عطاران نيز مشاور کارگردان است. |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
1- دارم گزارشهایی را که برای موضوع ویژه همشهری جوان گرفتهاند، میخوانم. سوژه، تفاوت عشقهای امروزی است با عاشقیت در دیروز. سوژههای گزارش هم دختر و پسرهایی که بیشتر از یک رفیق دارند و به هیچ یار به این آسانیها نمیدهند خاطر و به هیچ دیار. همینطور دارم میخوانم و مواظبم که به خاطر یک سوژه خوب، مجله از دست نرود، که یکباره می رسم به موردی که نمیفهمماش دیگر. دختری است که همزمان با 2پسر ارتباط دارد و آن دو پسر دوست صمیمی هم هستند و هر دو هم می دانند که این دختر، با هردویشان هست و تازه دختره می گوید به خاطر اینکه رفاقت این دو را به هم نزند، طوری رفتار میکند که هیچکدام نفهمند کدامیکی را بیشتر دوست دارد! قفل شدهام. دیگر نمیتوانم حتی یک خط جلوتر بروم. |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
خسرو شکیبائی در سن ۶۴ سالگی با دنیای ما وداع گفت. مرد سبز خانه ی سبز دل همه ی ما.....پر کشید..... روزی روزگاریش به یادمان خواهد ماند..بی شک.... هرچه از هنرش بگوئیم کم است و هرچه از فروتنیش بگوئیم...داغ دل تازه کرده ایم. یادش گرامی یادگار هایش: آلبومهای موسیقی جوایز هامون / هشتمین دوره یکبار برای همیشه / یازدهمین دوره فیلمها مجموعه های تلویزیونی |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
وقتي خيلي کوچک بودم اولين خانواده اي که در محلمان تلفن خريد ما بوديم . هنوز جعبه قديمي و گوشي سياه و براق تلفن که به ديوار وصل شده بود به خوبي در خاطرم مانده.
قد من کوتاه بود و دستم به تلفن نميرسيد ولي هر وقت که مادرم با تلفن حرف ميزد مي ايستادم و گوش ميکردم و لذت ميبردم . بعد از مدتي کشف کردم که موجودي عجيب در اين جعبه جادويي زندگي مي کند که همه چيز را مي داند . اسم اين موجود اطلاعات لطفآ بود ، و به همه سوالها پاسخ مي داد ساعت درست را مي دانست و شماره تلفن هر کسي را به سرعت پيدا ميکرد . بار اولي که با اين موجود عجيب رابطه بر قرار کردم روزي بود که مادرم به ديدن همسايه مان رفته بود . رفته بودم در زير زمين و با وسايل نجاري پدرم بازي ميکردم که با چکش کوبيدم روي انگشتم. دستم خيلي درد گرفته بود ولي انگار گريه کردن فايده نداشت چون کسي در خانه نبود که دلداريم بدهد . انگشتم را کرده بودم در دهانم و همين طور که ميمکيدمش دور خانه راه مي رفتم . تا اينکه به راه پله رسيدم و چشمم به تلفن افتاد ! فوري رفتم و يک چهار پايه آوردم و رفتم رويش ايستادم . تلفن را برداشتم و در دهني تلفن که روي جعبه بالاي سرم بود گفتم اطلاعات لطفآ... ادامه مطلب |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
((الذین یقولون ربنا انناامنا فاغفرلنا ذنوبنا وقنا عذاب النار الصابرین والصادقین والقانتین والمنفقین
والمستغفرین بالاسحار))۱۵و۱۶ ال عمران انان که به درگاه خدا عرضه دارند پروردگارا گرویدیم به تو پس بیامرز گناهان ما را و نگاهدار ما را از اتش جهنم انان صابران وراستگویان و فرمانبرداران وانفاق کنندگان واستغفار کنندگان در سحر گاهند.
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
سال می گردد که شاید چون منی پیدا کند شاعـــر طنّــاز و بــا فــــــوت و فنی پیدا کند می رسد با نام من هرساله این عید قریب تا سعادت را ز نــــام چـــــون منی پیدا کند! بلبل طنز است مفتون بهـــــــــار طبع من تا درون دفتـــــــــــــر من گلشنی پیدا کند! (باز کردم بهر خود به به عجب نوشابـــــه ای کاش طبعـــــــم فرصت نوشیدنی پیدا کند!) دختر ترشیده ی همسایه می خواهد هنوز خواستگار خوشگل و جنتلمنی پیدا کند یار «مادر»مرده می خواهد مبادا بعد عقد در میان خانه ی خود دشمنی پیدا کند!
تا نگردد زخم و زیلی همسرش از لنگه کفش دوست دارد شوهــــــــر روئین تنی پیدا کند در اداره یا که دانشگاه اگر کِیسی نیافت موردش را توی کوی و برزنی پیدا کند بنده هم در عالم همسایگی در خدمتم گر بخواهد جفت لات و لُمپنی پیدا کند!!
بسکه این مادرزنم ماه است خواهم از خدا بهر من امسال هم مادرزنی پیدا کند مرد آن باشد که مانند طبیعت هر بهار اول هر سال ، نـــــــــــو پیراهنی پیدا کند!
دست من خواهد ز دامانش بگیرد ای دریغ! نیستم خوشبین که آنجا دامنی پیدا کند! (حرف را آنجا نباید برد ، می ترسم یهو شعر بنده حالت مستهجنی پیدا کند!) ریزش مـــو دارد این دلبر ولی خواهد دلم در کویـــــــــر کلّـــــه ی او خرمنی پیدا کند از «بادی بیلدینگ» هم خیری ندیدم ای خدا کاشکی این بنده ات هم گردنی پیدا کند!
نه، نشد، من نیستم ، آیا روا باشد که یار عاشق بی دست و پا و چلمنی پیدا کند کار هر "من" نیست خرمن کوفتن، باید که عشق از برای عاشقی سوپر منی پیدا کند اینزمان بهر وصـــــــــــــال یــــــار باید ابتدا عاشق بی خـــــــانه وام مسکنی پیدا کند شاخه ی گل را که حکماً اِند قرتی بازی است ول کند ، پس شاخه ی تیرآهنی پیدا کند! شکر لله اجتماع مـــــــــــــا به امنیت رسید داش اراذل می رود تـــــــا مامنی پیدا کند! کی دگر از نغمه های سی دی غیر مجاز مجلس ما حال بشکن بشکنی پیدا کند؟ جمله ساغرها ز چایی پر شده است و توی شهر مرد خواهم باده ی مرد افکنی پیدا کند! ریختم ابیات نا مربــــــــــوط را در کاسه ای طبع شعرم می رود تـــــــا همزنی پیدا کند! هر که در اشعار من گردد پی حرف حساب کاهدان گردی کند تـــــــا سوزنی پیدا کند!! |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
پیرمردی صبح زود از خانه اش خارج شد. در راه با یک ماشین تصادف کرد و آسیب دید عابرانی که رد می شدند به سرعت او را به اولین درمانگاه رساندند . . |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
روز مادر به همه ی مامانایی که هستن و یا امروز بینمون نیستن ولی خاطرشون همیشه باهامونه، تبریک میگم.
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
دانشمندان علم ژنتیک با بی رحمی تمام موجودی ساخته اند که کاملاً درد را احساس میکند ولی نمیتواند جیغ بکشد! شركت جنپتس ( ( genpets، اقدام به تولید انبوه حیوانات ژنتیكی كرده است كه نمونه آنها در طبیعت وجود ندارد. ادامه مطلب |
|||||
|
|||||